امیررضا امیررضا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

ارمغان زندگیم

ماه سوم

سلام تمام هستیم ماه سومم مث ماه دوم شما مدام در حال گریه بودی البته بعضی وقتام با خنده های نازت خستگی را از تن مامان دور میکردی. بابا بزرگ همیشه میگه این بچه فضول آخرش برا ما عقون نگفت.
19 بهمن 1393

واکسن دو ماهگی

سلام عزیز دل مامان پسرنازم شما روز چهارشنبه 21آبان واکسن دو ماهگیتا با تاخیر زدی آخه عزیزکم شما دو روز قبلش سرماخورده بودی وتب داشتی دکتر گفت که واکسنتا چند روز بعد بزنیم. ساعت 9صبح بهت قطره استامینوفن دو برابر وزنت دادم وبا مادرجون وبابایی به مرکز بهداشت رفتیم . بعد از ااندازه گیری قد و وزن و...نوبت زدن واکسن شد من که دلم نیومد بیام کنارت عزیزم مادر جون  با بابایی  رفتن واکسنتا خانم زدو شما کلی جیغ زدی وگریه کردی/ تو راه برگشت به خونه خوابت برد و وقیتم رسیدیم خونه خواب بودی تا یه ساعت/من خوشحال شدم که دیگه گریه نمیکنی اما وقتی بیدار شدی خونه را گذاشتی روی سرت طبق معمول خونه بابابزرگ بودیم. تا شب ناآروم بودی و گریه میکردی ما ...
19 بهمن 1393

عزادار کوچولوی علی اصغر

عزیزم امروز هشتم محرم شما همراه مامان و خاله سعیده رفتی همایش شیرخوارگان عزاداری آقا علی اصغر.خدایا عزاداری پسر کوچلوی منا قبول کن و پسرما از یاران امام زمان قرار بده.   کوچولوی مامان چقد تو  این لباس ملوس شدی فدات شم مامانم ...
19 بهمن 1393